تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
201
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
ما از اين سه مرتبهء نور ، منوريت را انتزاع مىنماييم ، و لكن نحوهء انتزاع مختلف است : منوريت را از آن منبع نيّر نور حقيقى ، يعنى علت اين انوار منبسط در اين اتاق و آن اتاق و علت نور جمال اين آينه و آن آينه و اين جسم و آن جسم ، بدون اينكه جهت تعليليه و تقييديه باشد انتزاع مىكنيم ؛ چون فرض اين است كه او علت نداشته تا نورش از غير خودش باشد به طورى كه اگر به مرتبهء علت نظر كرديم آن نور نباشد و در نتيجه در آن مرتبه منوريت از آن انتزاع نشود ، بلكه منوريت از حاق ذات آن انتزاع مىگردد . و اما از نورهاى وسطى كه اين فضا را فرا گرفته منوريت انتزاع گشته و اين انتزاع از حاقّ ذات آنهاست ؛ گرچه آن انوار واسطه در ثبوت داشته و محتاج علتى بوده و در آنها جهت تعليليه موجود است . و از اين اجسام هم منوريت حقيقةً انتزاع مىشود نه مجازاً . حقيقةً مىتوان گفت : اين جسم منور است . الّا اينكه اگر بخواهد مفهوم منوريت از آنها انتزاع گردد ، علاوه بر جهت تعليليه به جهت تقييديه نيز احتياج است و آن عبارت است از اينكه جسم با اين شرط و قيد كه نور به روى آن بتابد ، منور است . پس مىتوان گفت اين جسم منور است ، ولى منوريت آن به واسطهء عروض نور بر جمال اوست و در اتصاف آن به منوريت ، بودن واسطه در عروض شرط است . انتزاع مفهوم موجود از ماهيت نيز به جهت عروض نور وجود است ، تا نور وجودات خاصه روى اين ماهيات نتابد نمىتوان مفهوم موجود را از ماهيات انتزاع كرد . البته براى ماهيت وجودى منحاز از وجودات خاصه نيست تا آن دو وجود به هم منضم گردند ، بلكه اگر بخواهد وجود منحاز و مستقل داشته باشد ، باز قائم به نور وجودى از وجودات خاصه است . پس در حقيقت مفهوم وجود از ماهيت انتزاع مىشود و ماهيت در خارج موجود است و لكن واسطه در عروض هست ، نه اينكه ماهيت هيچ موجود نشود و تنها وجود موجود باشد و ماهيت حتى بالعرض هم